فقط دههشصتیها با دیدن این تصاویر بغض میکنند؛ عطر روزهای خوش کودکی هنوز زنده است + فیلم
سوفیانیوز: یادتان میآید؟ روزهایی که تمام دنیایمان در یک کیفِ مدرسه خلاصه میشد و بزرگترین دغدغهمان، گم نشدن پاککنهای دو رنگِ فابرکاستل بود. زمان چقدر بیرحمانه دوید، موهایمان سپید شد! اما این تصاویر ثابت میکنند که خاطراتمان هنوز مثل روز اول، رنگی و زندهاند.
به گزارش سرویس چندرسانه ای سوفیانیوز، کافی است چشمانتان را ببندید تا بوی کاغذ کاهی دفتر نقاشیهای قدیمی و عطر تند مدادهای تازه تراشیده شده دوباره در مشامتان بپیچد. ما نسل دلخوشیهای ارزان اما بینهایت عمیق بودیم. نسلی که با یک جعبه کوچکِ چسبِ وصله پنچرگیریِ 38 ریالی، خودش را قهرمانِ نجاتِ دوچرخههای خسته محله میدانست و با چند کامیونِ پلاستیکی کوچک، روی فرشهای گلقرمزی خانه، بزرگترین پروژههای راهسازی دنیا را در خیالش میساخت.
در روزگاری که خبری از گوشیهای هوشمند و بازیهای ویدیویی چند گیگابایتی نبود، تمام هیجان زندگی ما در خانههای مربعیِ یک صفحه کاغذی به نام «مار و پله» یا «منچ» جا میشد. تمام اضطرابمان این بود که نکند نیشِ مارِ خانه 99، ما را دوباره به پلههای اول برگرداند. ما طعم واقعیِ انتظار را بلد بودیم؛ انتظاری که پای تلفنهای اسباببازی چرخشی یا با تماشای صندلهای پلاستیکیِ سبز و آبی نو، قند در دلمان آب میکرد.
امروز که به این وسایل نگاه میکنیم، چیزی بیشتر از چند تکه پلاستیک و مقوا میبینیم؛ ما تکهای از روحِ خودمان، سادگیِ از دست رفتهمان و تصویرِ پدر و مادرهایی را میبینیم که در آن روزها جوانتر و خندانتر بودند. گویی این اشیاءِ کوچک، کپسولِ زمان هستند؛ یادگاری از روزهایی که شاید دارایی زیادی نداشتیم، اما در قلبهایمان فضای بیشتری برای خوشبختیِ واقعی وجود داشت.
شما با دیدن کدوم یکی از این وسایل بیشتر دلتون لرزید و دلتنگ شدید؟ اسمش رو برامون بنویسید و قشنگترین خاطرهای که از دهه 60 براتون زنده شد رو تعریف کنید تا دوباره با هم به اون روزهای شیرین سفر کنیم.