کد خبر: 27602
یکشنبه 10 خرداد 1405 - 15:14
یکشنبه 10 خرداد 1405 - 15:14

سکوتی که از هزار فریاد بلندتر بود/ سکانس عاشقانه‌ای از بدنام با شعرخوانی سینا مهراد و بازی ستایش رجایی نیا / خبط باشد که لبانم به لبانش نرسد + ویدئو

سوفیانیوز: در یکی از احساسی‌ترین سکانس‌های درام عاشقانه‌ی بدنام، عشق در قالب یک شعر ساده اما عمیق جان می‌گیرد؛ جایی که شخصیت اسماعیل با خواندن چند بیت لحظه‌ای رقم می‌زند که مرز میان دلباختگی و اعتراف عاشقانه کاملاً از بین می‌رود.

به گزارش سرویس چندرسانه ای سوفیانیوز، این شعر یک عاشقانه‌ی ساده و مستقیم درباره‌ی دلباختگی شدید و کشش عاطفی به معشوق است. شاعر از یک طرف از لذت نگاه کردن، خیال‌پردازی و ستایش زیبایی معشوق حرف می‌زند و عشق را چیزی لذت‌بخش و حتی ارزشمند نشان می‌دهد. از طرف دیگر، معشوق را بسیار خاص و دست‌نیافتنی توصیف می‌کند و همین باعث می‌شود احساس وابستگی و شیفتگی در او پررنگ‌تر شود.

در نهایت، فضای شعر به سمت حسرت و نرسیدن به وصال می‌رود؛ یعنی گوینده در کنار این همه علاقه و تحسین، از فاصله‌ای که میان او و معشوق وجود دارد ناراحت است و آرزو دارد این نزدیکی کامل شود. به طور کلی، متن ترکیبی از ستایش زیبایی، دلبستگی شدید و حسرت رسیدن به عشق است.

گرچه با چشم و نظر در هوس عشق خوشم

به خدا عین ثواب است که نازش بکشم

دست هر کس نه به این صورت زیبا برسد

خبط باشد که لبانم به لبانش نرسد