کد خبر: 25312
سه شنبه 12 اسفند 1404 - 12:38
سه شنبه 12 اسفند 1404 - 12:38

(ویدئو) وقتی کتاب فارسی بوی باروت داد؛ راز ماندگاری گریه‌های باشو در حافظه جمعی ما

سوفیانیوز: این سکانس از فیلم «باشو، غریبه کوچک» ساخته‌ی بهرام بیضایی، یکی از تاثیرگذارترین لحظات تاریخ سینمای ایران در نمایش مفهوم وطن و همبستگی انسانی است.

به گزارش سرویس چندرسانه‌ای پایگاه خبری سوفیانیوز، در این صحنه، باشو که از بمباران‌های جنوب جان سالم به در برده و به شمال پناه آورده است، در کنار بچه‌های روستا در کلاس درس (یا هنگام تمرین روخوانی) حضور دارد. تضاد بین محتوای کتاب و واقعیتِ زندگی باشو، بار عاطفی شدیدی ایجاد می‌کند:

جزئیات سکانس

  • متن کتاب: باشو با لهجه‌ی جنوبی و با بغضی که در گلو دارد، شروع به خواندن جملاتی از کتاب درسی می‌کند: «ایران کشور ماست... ما همه فرزندان یک خاکیم...»

  • تلاقی دو جغرافیا: در حالی که او این جملات را درباره‌ی اتحاد و میهن می‌خواند، تصاویر کوتاهی از شعله‌های آتش، صدای انفجار و لحظه‌ی از دست دادن خانواده‌اش در مقابل چشمانش (و مخاطب) جان می‌گیرد.

  • زبان مشترک: بیضایی در این سکانس نشان می‌دهد که علیرغم تفاوت زبان (گیلکی و عربی)، این «کتاب درسی مشترک» و مفهوم «ایران» است که آن‌ها را به هم پیوند می‌دهد. اما برای باشو، این وطن‌پرستی با بهای سنگینی یعنی از دست دادن عزیزانش همراه شده است.


چرا این صحنه ماندگار شد؟

1. نمایش معصومیت از دست رفته: گریه‌ی باشو در این صحنه تنها برای خانواده‌اش نیست، بلکه برای تمام کودکانی است که جنگ، خانه‌ و کاشانه‌شان را به خاکستر تبدیل کرد.

2. تقابل صلح و جنگ: فضای آرام شمال و کلاس درس در تقابل با فلاش‌بک‌های هولناک از انفجار پتروشیمی و خانه‌ی باشو، عمق فاجعه را بیشتر نمایان می‌کند.

3. بازی بی‌نظیر عدنان عفراویان: بازیگر نقش باشو بدون هیچ تکلفی، درماندگی و دلتنگی یک کودک مهاجر را به نمایش می‌گذارد که در میان واژه‌های رسمی کتاب، به دنبال معنای امنیت می‌گردد.